1

برای یه وبلاگ نویس هیچ چیز به جز اپدیت نشدن وبلاگش زجرآور نیست، خودتون رو بزارین جای من! هر روز وبلاگت رو باز می کنی و می بینی که مطلب جدیدی توش نیست، نگاهت میره سمت نظرات، می بینی نظر جدیدی هم توش نیست، مأیوس میشی و بازم نوشتن مطلب جدیدت به تأخیر می افته، به آخرای وبلاگ که میرسی کنتور به چشمت می خوره و می بینی که بازم روزی 40-50 تا بازدید کننده رو داری، دلت می سوزه که چرا مطلب جدیدی نداری و یه جورایی حس شرمندگی در مقابل بازدید کننده ها بهت دست میده!

از اینا که بگذریم می رسیم به وبلاگ دانشگاه! خبر بد اینکه دانشگاه با این وبلاگ مخالفت کرده و گفته نباید وبلاگی به اسم دانشگاه وجود داشته باشه و خبرهای دانشگاه توش نوشته بشه؛ مجبور شدم تعطیلش کنم.

از اینم که بگذریم می رسیم به صندوق های متعدد ایمیل !!! پسره اومده نامه هایی که استاد ها تو مکاتبات داخلی میفرستن رو برای گروه دانشگاه ایمیل می کنه! یکی نیست بهش بگه اخه دوست عزیز اینو همه از مکاتبات داخلی دریافت کردن دیگه شما چرا این کار رو می کنی؟!
این همه ایمیل من در روز میخوام چی کار؟؟!!

دیروز برای یه مصاحبه با چند تا از بچه های دانشگاه رفتیم ایسنا! یه مصاحبه 1 ساعته کردیم ولی نمی دونم چرا به دل هیچ کدوممنون ننشست! حالا باید بیاد روی سایت تا ببینیم چی شده، لینکش رو حتما میزارم اینجا.

فعلا دیگه حرفی ندارم
تا بعد

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *